صد سال که چیزی نیست

صد سال که چیزی نیست

روزهای تنهایی ام را

پیش هم اگر بچینی تقویم های

رومیزی

دیواری و جیبی را

هزار بار پر می کند

و ساعت ها

از چرخش بیخودی عقربه هایشان

برای گذر از این روزها

سرگیجه می گیرند!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

دلم می خواهد هِی تو را صدا کنمتا که خسته شوی وُبگویی: کوفت و...

ساده به دستت نیاورده بودمکه یک روز بغضم را همسفرت کنمچمدانت ...

باران آبرویم را خریدشبیه مردی که گریه نمیکند به خانه برگشتم!...

هی پا به پا نکنکه بگویم سفر به خیرمجبور که نیستی بمانی... ول...

گاهی باید رفتباید نسخه ی فاصله گرفتن را برایِ خود پیچیدباید ...

«وقتی عقربه‌ها برمی‌گردند» | When the Hands Turn Back«وقتی ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط