روح او پاره بودروح من هم سوخته

روح او پاره بود،روح من هم سوخته
اما وقتی باهم بودیم زخم هایمان کمی کمتر درد میکردند،حتی وقتی باهم بودیم تحمل گذشته به دردناکیه همیشه نبود،وقتی باهم بودیم من حتی یک لحظه هم احساس تنهایی نمیکردم
دیدگاه ها (۶)

❁-خاطراتش تنها دلیلِ تپیدنِ قلبِ شکسته‌اش بود که برای ایستاد...

تو‌تا‌همیشه‌مسیح‌مقدسم‌میمونی!

تو نه‌ فقط‌ قلبم‌ بلکه‌ همه‌ چیزمو‌ به تسخیر گرفتی‌ نعناعِ‌ ...

_کثیف تر از این آدما که جلو چشمتن وجود نداره جونگ کوکی.+چرا ...

خودشناسی و خداشناسی – بخش ۲بهرام:خدایا…گاهی احساس تنهایی می‌...

میان عشق و درد---پارت ششم:اون عصر، یونا تو خونه نشسته بود و ...

عنوان: «قلبی که سنگ شد»**در گوشه‌ای از یک شهر شلوغ، دختری تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط