و در نهایت اسلحه ای دارم
و در نهایت اسلحه ای دارم .
آن را روی شقیقه ام میگذارم .
آن را درست وقتی که به آینه دستشویی خیره شده ام روی شقیقه ام میگذارم و آنقدر فشار میدم که استخون سرم بشکنه و لولهٔ اسلحه توی چشمم فرو بره ...
اون وقت ....
آخ ....
شلیک چه لذتی دارد .
آن را روی شقیقه ام میگذارم .
آن را درست وقتی که به آینه دستشویی خیره شده ام روی شقیقه ام میگذارم و آنقدر فشار میدم که استخون سرم بشکنه و لولهٔ اسلحه توی چشمم فرو بره ...
اون وقت ....
آخ ....
شلیک چه لذتی دارد .
- ۱۹۸
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط