حکایتبسیارپندآموز

#حکایت_بسیار_پندآموز
💚💚💚

🔴 #قاعده_99

✍پادشاه:
ای وزیرش
چرا همیشه خدمتکارم از من خوشحال‌تر است در حالی که او هیچ‌چیزی ندارد و من دارم؟

🔸وزیر:
سرورم شما باید قاعده 99 را امتحان کنید!

🔹پادشاه:
قاعده 99 چیست؟

🔸وزیر:
99 سکه طلا در کیسه‌ای بگذار و شب آن را پشت درب‌ اتاق خدمتکار بگذار و بنویس این 100 دینار هدیه‌ایست برای تو!

🔹پادشاه نقشه را آن‌طور که وزیر به او گفته بود، انجام داد.

🔸خدمتکار پادشاه، آن کیسه را برداشت و موقعی که به خانه رسید سکه‌ها را شمرد، متوجه شد یکی کم دارد!

🔹پیش خود فکر کرد که آن را در مسیر راه گم کرده است. همراه با خانواده‌اش کل شب را دنبال آن یک سکه طلا گشتند و چیزی پیدا نکردند.

🔸خدمتکار ناراحت شد از اینکه یک سکه را گم کرده است. پریشانی به سراغش آمد. با آنکه آن‌ همه سکه‌های دیگر را در اختیار داشت.

🔹روز دوم خدمتکار پریشان‌حال بود، چرا؟! چون شب نخوابیده بود.

🔸وقتی که پیش پادشاه رسید چهره‌ای درهم و ناراحت داشت.

🔹پادشاه آن موقع فهمید که معنی قاعده 99 چیست.

🔸آری، قاعده 99 آن است که همه ما 99 #نعمت در اختیار داریم که خداوند به ما هدیه داده است و تنها دنبال یک نعمت هستیم که به نظر خودمان مفقود است.

🔹و در تمام ادوار زندگیمان دنبال آن یک نعمت گمشده می‌گردیم و خودمان را به خاطر آن ناراحت می‌کنیم و فراموش کرده‌ایم که چه نعمت‌های دیگری را در اختیار داریم!
دیدگاه ها (۲)

یادم رفت بگمامروز تولد این جوجه اردک زشت بابا😁

پیشاپیش خیرتون قبول باشه. کار بزرگی کردینتو این جامعه اگر از...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۴۶ویو املیا بعد از اینکه همه جای ا...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

اوای فنوتPart =۱۲مرحله سوم - نبرد هوش (شطرنج)(تالار خصوصی پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط