به مامانم میگم بگرد یه دختر خوب واسم پیدا کن. میگه برو با

به مامانم میگم بگرد یه دختر خوب واسم پیدا کن. میگه برو بابا حوصله ندارم!
میگم پس خودم یه دختر خوب پیدا میکنم.
میگه خیلی خیلی بیجا کردی!
هیچی دیگه الان منتظرم یه دختر با ایمان و نجیب و با اخلاق و خانواده دار دست مامان و باباشو بگیره بیاد خواستگاریم!!!
دیدگاه ها (۱۳)

بحبح و منی که مامانم بهم میگه رونیکا خیلی میخندی چرا اینقدر ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

P²

برادر ناتنی من Part 2ویو جنا از خواب بیدار شدم و رفتم دست و ...

رمان

پارت ۲۵

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط