گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم
گفت نبض ضربانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش تشنه ی عشق تو شدم رحمی کن
گفت عشقی ؛ هیجانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش ماه شدی راه شدی در دل من
گفت با من تو نمانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش آتش عشقت به دلم دامن زد
گفت خود آتش جانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش گر تو نباشی ز غمت میمیرم
گفت جانی و جهانی تو بگو من نکن؟؟

تو بی من چه میکنی و من بی تو چه کنم
دوستت دارم عزیز دلم..گاهی از غم دوری ات باریک میشوم..باریک تر از مویی..اما آنچه که نمیگذارد مو از هم گسسته شود.قلب مهربان توست..روح زیبای توست..تمام امید زنده بودنم..دوستت دارم..بد هم دووووستت دارم..
دیدگاه ها (۳)

در گیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدرمن غزلی درد کشیدوسر زا ر...

سلام...سلام ملکه منملکه عزیزمان.پیش قدومت زانو میزنیم دستهای...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

زیبای منفدای چشمهای درشت و عقیق اتممنونم که همیشه به فکرمی.ن...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط