میگفتم دوست دارم

میگفتم دوست دارم
میگفت حرفای جدید بزن اینا کنهنه شده
اما خبر نداشت ک ی روز دلش برای حرفای کهنم ی ذره میشه
ازم پرسید بعد رفتنم گریه میکنی بهش گفتم فراموش نکن
هیچوقت برای زخم های بزرگ نمیتوان گریست
دیدگاه ها (۲)

برده عمارت جئون

منابع عربی : اتحاد سه کشور منطقه در مقابل ایرانپاکستان ک میا...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

My professor Chapter:2Part:70یه زمانی از عصبانی شدنت میترسید...

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

پارت ۴ ( پایان )

پارت ۲۶ روز بعد، طبق قراری که گذاشته بودیم، مسابقه‌ی آخر رو ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط