محو چشمان تو بودم

محو چشمان تو بودم

ڪـہ بـہ دام افتادم

صید را زندہ گرفتے

و بـہ ڪشتن دادے 😄
دیدگاه ها (۱۵)

چه دغدغه ی قشنگیستاینکه چگونه نازت را بکشم💛 ❤ ‌

* سومین فصل سال یعنی منآرزوی محال یعنی منیک غزل عاشقانه یعنی...

ای که هـوای منـی ....؟بـی #تُ ....!نفَـــس ادعـاسـت ..❤

چہ کسے گفتہ:عشق بـا «عین» شروع شده و بـا «قاف» تمام مے ‌شود؟...

محو چشمانِ تو بودم که به دام افتادمصید را زنده گرفتی و به کش...

خودکار ابری

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط