من شرمندم

من شرمندم
ْ
واسه وقتایے که میتونستم برم ...
ولـی موندم که ثابت کنم واسم ارزش دارے. .واسه حرفایـے که میتونستم بزنم... ولی نزدم که حرمت بینمون بمونه.

واسه حرفایـے که میتونستے نزنے...
ولے زدے که ثابت کنے نمک نشناسیت حـــَدّ نداره.

ولــــــــے شکستے... تصویرے که ازت تو ذهنم بود.

حسے که تو دلم بود.

حرمت اینکه صادقانه پات موندم.

شاید پیش خودت بگے چقد طرف درگیر منـــہ

آره واقعا درگیرتم
که چجوری مےتونی انقد پست و کثیف باشے.

چجوری انقد راحت دروغ مےگفتے و قسمِ جون عزیزاتو مےخوردی... آره شــــــــــــــــــــرمندم!!!
ْ
واسه موندنم پاے کسے که فقط ادعاے دوست داشتنمو داشت.

واسه رد کردن کسایے که تو حسرتم موندن.

واسه شکستن دلِ عزیزترین کسام .

خودم کردم ، آره ، تقصیر من بود ... گله نیست!
کینه نیست!
عقده نیست!
یه اعتــــــــــرافه ✍✍✍ من شـــــــــــــرمندمذ
دیدگاه ها (۲)

#کپشن

پسر بد (62)

رمان عشق ممنوع

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

شب التیام.

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

professor Riddle p63

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط