صبر پرید از دلم،عقل گریخت از سرم

صبر پرید از دلم،عقل گریخت از سرم
تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو
دیدگاه ها (۱)

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

میترسم از بهشت تو کشد بیرون مراروزی فرشته ای که 《ببخشید اشتب...

خدایا…صبر را به دلم هدیه کن،که حتی وقتی کسی مرا نمی‌فهمد، یا...

چشمانِ تو مرا از زیر سرپوش ، از زیر سنگ لحد ، از قبرِ رنج بی...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

هجر تو ساخت خانه‌ی صبرِ مرا خراب ؛بهر عمارتِ دلِ ویرانِ من ب...

«آقاجان…دلم بی‌تو نفس نمی‌کشد.بیا مولا…دلتنگی جانم را می‌گیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط