به هر سو می روم تاریکی مطلق است...دنیا سایه بانش را با تن
به هر سو می روم تاریکی مطلق است...دنیا سایه بانش را با تنهایی ام معنا کرده...مسیری بی انتها...دستانی پر از آرزوهای پوشالی...و چشمانی که دیگر خیس نیست...از بس نخوابیده ، خشک شده اند...بیچاره پاهایم ، تاول زده اند از ایستادن اجباری...دنیا...آهای دنیا...خانه ات ویران...ویرانی ام تماشا دارد؟؟؟
- ۴۴۲
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط