درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواری

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواری
که ز بد عهدی او خط و نشانها دارد

درد یعنی بزند شعله به جانت عکسی
صاحب عکس فقط قصد تماشا دارد

درد یعنی که تو باشی و شب و تنهایی
و بدانی که در آغوش کسی جا دارد

درد یعنی که دلت خانه ی دردش باشد
این میان کنج دلی منزل و مَأوا دارد

درد یعنی به خیابان بزنی با یادش
بی خیال تو ولی همدم و همپا دارد

درد یعنی بِرَود جان زِ تَنت در ره او
او ولی عشق دگر در سر و سُودا دارد
دیدگاه ها (۱۸)

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او...

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او خط و نشانها د...

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او...

الهی سینه‌ای ده آتش افروزدر آن سینه دلی وان دل همه سوزهر آن ...

هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیستدل افسرده غیر از آب و گل نی...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی‌دانمهمه هستی تویی فی‌الجم...

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی‌دانمهمه هستی تویی، فی‌ا...

.منم تنهاے تنها و تویے تنهاترین یارممرو مگذار تنهایم ڪہ من ت...

آرامش و تَسلا گاهی می رود خودش را پنهان می کند لابلای دورتری...

به نام خدااولین "حکایت" یکی از ملوک(پادشاهان)را مرضی هایل(مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط