شرابسرخ
#شراب_سرخ
Part: ³⁴
ویو تهونگ:
دستام رو بسته بودن و نشوندِه بودَنَم رو مبل و دوتا گوریل هم این وَر و اون وَرم گذاشته بودن ....
دوسه تا شون که عین بزی که دنباله علفه فقط عمارت رو میچرخیدن و چانگ و یه دوتا از افرادش هم داشتن با لبتاپ وَر میرفتن .....
تهیونگ: دقیقا دنباله چی این تو اون لبتاپ....
چانگ: داریم سعی میکنم گوشی دختره رو ردیابی کنیم تا جاش رو بدونیم!
تهیونگ: خب اون خانوم خانوما که گوشی نداره! .....و در این حساب یعنی گوشی ای پیشش نیست!
چانگ: نداره؟!!!
تهیونگ: اوهوم...
چانگ: خب پس گوشی جونکوک رو ردیابی کن ....(روبه زیر دستش)
تهیونگ: گوشی جونکوک اینجاست....
و بعد به گوشی ای که روی میز عسلی بود اشاره کردم ....
چانگ: آه ...از این بهتر نمیشد!!! ....
چانگ عین چی عصابش خورد شده بود ....ولی عصبانی میشه باحال میشه هااا....
تهیونگ: هویی چانگگگ ....
هانی یول: هااا....
تهیونگ: ها او زهر/مار مفت خوره سگ....
با حرفی که زدم قشنگ قرمز شد و با حرص خواست بیاد سمتم که افرادش جلوش رو گرفتن ....
تهیونگ: حرص نخور حالا....
چانگ : تهیونگ...(حرصی)
تهیونگ: واس چی جنا رو میخوای!
چانگ: چون کلید اون چیزیه که دنبالشم!!
تهیونگ: کلید!!(اروم)
داشت درمورد چی حرف میزد ...کلید ...کلیده کجا؟!
خیلی کنجکاو بودم ولی میدونستم که اگه ازش بپرسم صد در صد بهم جوابه سر بالا میده.....
پس سعی کردم زیاد بهش فکر نکنم......
____________________________________
ویو جنا:
جونکوک داشت برا خودش غذا میخورد و هر لقمه ای که میخورد من داشتم از حرص میمردم....
به جای غذا منم داشتم حرص میخوردم از دست این الدنگگگ
جنا:غذا خوشمزس (حرص)
جونکوک:عالی...(دهن پر)
جنا: چطوری اینقدر ریلکس غذا میخوری وقتی تهیونگ اون توعه!!
جونکوک: خب گشنمه!
جنا: گشنته!!!!!!!(عصبی)
جونکوک: اوهوم....
جنا : چجوری از گلوت میره پایین !!
جونکوک: به راحتی!!!
جنا : جونکوککککککککک........
ادامه دارد.....
Part: ³⁴
ویو تهونگ:
دستام رو بسته بودن و نشوندِه بودَنَم رو مبل و دوتا گوریل هم این وَر و اون وَرم گذاشته بودن ....
دوسه تا شون که عین بزی که دنباله علفه فقط عمارت رو میچرخیدن و چانگ و یه دوتا از افرادش هم داشتن با لبتاپ وَر میرفتن .....
تهیونگ: دقیقا دنباله چی این تو اون لبتاپ....
چانگ: داریم سعی میکنم گوشی دختره رو ردیابی کنیم تا جاش رو بدونیم!
تهیونگ: خب اون خانوم خانوما که گوشی نداره! .....و در این حساب یعنی گوشی ای پیشش نیست!
چانگ: نداره؟!!!
تهیونگ: اوهوم...
چانگ: خب پس گوشی جونکوک رو ردیابی کن ....(روبه زیر دستش)
تهیونگ: گوشی جونکوک اینجاست....
و بعد به گوشی ای که روی میز عسلی بود اشاره کردم ....
چانگ: آه ...از این بهتر نمیشد!!! ....
چانگ عین چی عصابش خورد شده بود ....ولی عصبانی میشه باحال میشه هااا....
تهیونگ: هویی چانگگگ ....
هانی یول: هااا....
تهیونگ: ها او زهر/مار مفت خوره سگ....
با حرفی که زدم قشنگ قرمز شد و با حرص خواست بیاد سمتم که افرادش جلوش رو گرفتن ....
تهیونگ: حرص نخور حالا....
چانگ : تهیونگ...(حرصی)
تهیونگ: واس چی جنا رو میخوای!
چانگ: چون کلید اون چیزیه که دنبالشم!!
تهیونگ: کلید!!(اروم)
داشت درمورد چی حرف میزد ...کلید ...کلیده کجا؟!
خیلی کنجکاو بودم ولی میدونستم که اگه ازش بپرسم صد در صد بهم جوابه سر بالا میده.....
پس سعی کردم زیاد بهش فکر نکنم......
____________________________________
ویو جنا:
جونکوک داشت برا خودش غذا میخورد و هر لقمه ای که میخورد من داشتم از حرص میمردم....
به جای غذا منم داشتم حرص میخوردم از دست این الدنگگگ
جنا:غذا خوشمزس (حرص)
جونکوک:عالی...(دهن پر)
جنا: چطوری اینقدر ریلکس غذا میخوری وقتی تهیونگ اون توعه!!
جونکوک: خب گشنمه!
جنا: گشنته!!!!!!!(عصبی)
جونکوک: اوهوم....
جنا : چجوری از گلوت میره پایین !!
جونکوک: به راحتی!!!
جنا : جونکوککککککککک........
ادامه دارد.....
- ۷.۶k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط