.

.
من حس میکردم در اوج قدرتم
شاید حس یه ادمی و داشتم که سخت ترین قله زندگی و فتح کرد
من رو بلند ترین برج عاشقی قرار داشتم
میدونی
روزگار بر وفق مراد هیچوقت نبود
هیچوقت نیست
هیچوقتم به ماها سر نمیزنه
راستش من همیشه فک میکردم
تمام و کمال داشتمش
اره میدونم
یه اشتباه بود
یه توهم
یه خیال کاذب
شاید یه طنز تلخ
یه سکانس پر تنش
یه انتخاب بود فقط
بین من و یه تازه وارد
تازه واردی که خیلی غریب بود
خیلی شاید عجیب هم بود
اما من تمام زندگیمو لحظه ای باختم
که بین انتخابمون
سکوت رو ترجیح داد.
.
دیدگاه ها (۲)

🌺 در زیباترین عاشقانه‌هایِ جهانهمیشه قلبِ یک زن در میان استز...

خدایااگر یڪ روز مڹ فراموش ڪردمڪہ خداے بزرگے دارمتو فراموش نڪ...

با یک مُشت خیال و فکر و رویاکه نمی‌شود زندگی کرد !باید کسی ب...

من هر چه بیشتر حرفهای این آدمها را می‌ شنومبیشتر به سکوت خود...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟎چند ثانیه بهش نگاه میک...

#قرارداد_دوستانه s2p11 ویو هانا :باید میرفتم فرودگاه؟؟ شاید ...

من کایرام کسی که به کل ویپاپ هیت داد اونم سر عقده ایی که داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط