خسته ام مثل جوانی ک پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش
خسته ام مثل جوانی ک پس از سربازی /بشنود یک نفر از نامزدش دل برده /مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی /ک ب پرونده ی جرم دخترش برخورده /خسته ام مثل پسربچه ک درجای شلوغ/ بین دعوای پدر مادر خود گم شده است/ خسته ام مثل زن راضی شده ب مهر طلاق /ک پس از بخت بدش سوژه مردم شده است /خسته مثل پدری ک پسر معتادش /غرق در درد خماری شده فریاد زده /مثل یک پیرزنی ک شده سربار عروس /پسرش پیش زنش سراو دادزده /خسته ام مثل زنی حامله ک ماه نهم /دکترش گفته ک درد سرطان مشکوک است/ مثل مردی ک قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما ب قسم خوردن آن مشکوک است /خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/ ک کسی غیر پرستار سراغش نرود/ خسته ام بیشتراز پیرزنی تنها ک/ عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود/ خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیراز این بغض ک در راه گلو سد شده است /شده ام مثل مریضی ک پس از قطع امید/ درپی معجزه ای راهی مشهد شده است(سیمین بهبهانی)
- ۲.۸k
- ۲۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط