قصه نیستم که بگوئی

قصه نیستم که بگوئی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی… 
من درد ِ مشترک‌ام
مرا فریاد کن.
دیدگاه ها (۲)

باید آنقدر آمدنتبویِ ماندن بدهدکه مناز صد قدمیِ راهشهر را خب...

روزی، دور یا نزدیـکپــدر یا مـــادر می شویم بی شک دختر بشود ...

با هم که باشیم سه تاییم من ، تو و بوسه بی هم چهار تاییم تو ب...

دستـاتو به من بدهقول بده اگه همه ی مشـکلات دنیا روی سرمون او...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌قصه نیستم که‌ بگویی نغمه نیستم که بخوانی ‌‌...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

کلماتی را که برایت می نویسم لمس کن ، تا بخوانی و بفهمی که جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط