محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۳۵
ویو تهیونگ
وارد همون راهرو شدم ولی به جای یه راهروی راست به راهرو های بیشتری میخورد
تایمر داشت تموم میشد دویدم تا بین در ها تفاوتی پیدا کنم چون هیچکسی نمیتونه بدون نشانه بین این همه در ، در اصلی رو پیدا کنه
سرم گیج میرفت بین این همه راهرو ..
ایستادم و دستام رو زانو هام گذاشتم دیگه نفسی برای دویدن نداشتم
در کناریم رو نگاه انداختم
پیداش کردم .....
دستگیره طلایی در حالی که همه دستگیره ها نقره ای بودن
لبخندی پیروز مردانه ای زدم
کمرم رو صاف کردم و از در رد شدم
چشمام کم کم سیاهی میرفت
یعنی تایمر تموم شد ؟
توی راهروی مدرسه متروکه بودم همه بودن
انگار فقط یه خواب بود
از روی زمین پاشدم ، رزا به چشمم خورد دویدم سمتش و او را در اغوش گرفتم
بعد از اون همه سختی یه بغل بهم کمک کرد تا مثل همیشه به زندگی امید داشته باشم
از اغوشش اومدم بیرون و به قدم به عقب رفتم
_ همگی به من گوش بدید
همه چشم هاشون روی من بود
_ اون چیزی که فکر کنم شما هم دیدید به نظر یه خواب بود یه خواب وحشتناک
در هیچ صورت نمیتونن با خواب ما بازی کنن بجز یه مورد ..... هم دست یه جادوگر باشن
_ اینکه خواب ما رو تنظیم کردن و ما رو به مدتی که میخوان خوابوندن فقط و فقط کار یه جادوگره
_ جنا نمیخوای توضیحی بدی ؟
جنا : من ! چرا من ؟
_ همه اینجا میدونن تو یه جادوگری ، چرا کمکمون نمیکنی از اینجا بریم بیرون
جنا : من هنوز یه تازه واردم و فقط بلدم طلسم بنویسم
_ مهم ترین کار یه جادوگر طلسم نویسیه
جونگ کوک : چرا کمکمون نمیکنی ؟
جنا : ....
جونگ کوک : هیی( داد و عربده )
جنا : من نمیتونم ( با ترس)
+ول کنید شاید تواناییش رو نداره اون هم مثل ما تو این اشوب ه
_ رزا برو کنار
+ مسئله مهم تر از جنا هست باید از اینجا بریم بیرون یا خودخواه باشیم رو تلاش کنیم بازی رو ببریم
جیمین : تهیونگ ، من با حرف رزا موافقم ، اروم باش
نمیتونم اروم باشم وقتی که رزا در خطره و من نمیتونم کاری کنم
بلندگو : بازنده های دور اول
شماره ی .....
...
...
...
...
...
...
( ۳۶نفر )
یه مانیتور از سقف اومد پایین و عکس دانش اموزان کشته شده رو نشون داد
نننننامجون ...
اون پسر درس خون و مهربون مدرسه
کشته شده
بین نزدیکانم فقط اون کشته شده
حمایت کم شده هااااا😢
مراقب هستم کمتر حمایت میکنید 😮💨
فیکم بد شده ؟
یا اینیستا مشغولتون کرده
چند وقته شرط نذاشتم اوممم چی بزارم
ول کن حمایت کنید تا پارت بعدی رو بزارم وگرنه از پارت بعدی خبری نیست 😶😶😶
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
پارت ۳۵
ویو تهیونگ
وارد همون راهرو شدم ولی به جای یه راهروی راست به راهرو های بیشتری میخورد
تایمر داشت تموم میشد دویدم تا بین در ها تفاوتی پیدا کنم چون هیچکسی نمیتونه بدون نشانه بین این همه در ، در اصلی رو پیدا کنه
سرم گیج میرفت بین این همه راهرو ..
ایستادم و دستام رو زانو هام گذاشتم دیگه نفسی برای دویدن نداشتم
در کناریم رو نگاه انداختم
پیداش کردم .....
دستگیره طلایی در حالی که همه دستگیره ها نقره ای بودن
لبخندی پیروز مردانه ای زدم
کمرم رو صاف کردم و از در رد شدم
چشمام کم کم سیاهی میرفت
یعنی تایمر تموم شد ؟
توی راهروی مدرسه متروکه بودم همه بودن
انگار فقط یه خواب بود
از روی زمین پاشدم ، رزا به چشمم خورد دویدم سمتش و او را در اغوش گرفتم
بعد از اون همه سختی یه بغل بهم کمک کرد تا مثل همیشه به زندگی امید داشته باشم
از اغوشش اومدم بیرون و به قدم به عقب رفتم
_ همگی به من گوش بدید
همه چشم هاشون روی من بود
_ اون چیزی که فکر کنم شما هم دیدید به نظر یه خواب بود یه خواب وحشتناک
در هیچ صورت نمیتونن با خواب ما بازی کنن بجز یه مورد ..... هم دست یه جادوگر باشن
_ اینکه خواب ما رو تنظیم کردن و ما رو به مدتی که میخوان خوابوندن فقط و فقط کار یه جادوگره
_ جنا نمیخوای توضیحی بدی ؟
جنا : من ! چرا من ؟
_ همه اینجا میدونن تو یه جادوگری ، چرا کمکمون نمیکنی از اینجا بریم بیرون
جنا : من هنوز یه تازه واردم و فقط بلدم طلسم بنویسم
_ مهم ترین کار یه جادوگر طلسم نویسیه
جونگ کوک : چرا کمکمون نمیکنی ؟
جنا : ....
جونگ کوک : هیی( داد و عربده )
جنا : من نمیتونم ( با ترس)
+ول کنید شاید تواناییش رو نداره اون هم مثل ما تو این اشوب ه
_ رزا برو کنار
+ مسئله مهم تر از جنا هست باید از اینجا بریم بیرون یا خودخواه باشیم رو تلاش کنیم بازی رو ببریم
جیمین : تهیونگ ، من با حرف رزا موافقم ، اروم باش
نمیتونم اروم باشم وقتی که رزا در خطره و من نمیتونم کاری کنم
بلندگو : بازنده های دور اول
شماره ی .....
...
...
...
...
...
...
( ۳۶نفر )
یه مانیتور از سقف اومد پایین و عکس دانش اموزان کشته شده رو نشون داد
نننننامجون ...
اون پسر درس خون و مهربون مدرسه
کشته شده
بین نزدیکانم فقط اون کشته شده
حمایت کم شده هااااا😢
مراقب هستم کمتر حمایت میکنید 😮💨
فیکم بد شده ؟
یا اینیستا مشغولتون کرده
چند وقته شرط نذاشتم اوممم چی بزارم
ول کن حمایت کنید تا پارت بعدی رو بزارم وگرنه از پارت بعدی خبری نیست 😶😶😶
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۱.۲k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط