ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

"ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"
و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی

زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت
امروز روز اول دیماه است
من راز فصلها را می‌دانم
و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک
خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
دیدگاه ها (۰)

‌زمستان است ...و چشم کوچه از انتظارت ، سپید!پرنده ی مهاجرم !...

‍ باز هم پنجشنبه است!خودت بگودست در دست دلتنگی هایمدر کدامین...

پنج شنبه ها وضوی عشق بگیراقتدا به تمام دلبستگی ها کن با تمام...

می‌خواهمتکه خواستنی ‌تر ز هر کسی؛کو واژه‌ای که ساده‌تر از اي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط