پارت ۷۹ ☆

پارت ۷۹ ☆
از خوشحالی جیغ کشیدم و پریدم سمت کمد
چی بپوشم ؟
یه بلوز سفید پوشیدم و یه مانتو شلوار لی و شال دو رنگ
نشستم پشت میز آرایش خب یه رژ کم رنگ و یه سایه آبی کم رنگ و ریمل بازم چشام قرمز بود
آدرسو یبار دیگه خوندم
بیرون از شهر بود
آهنگ پلی کردم
چشای تو دس گذاشته رو دلم
ازم نخواااا بگذرم آسون برم
صدای تو مث لالایی واسم اونور دنیا بری حتی این دل دنبالته بازم
این دل دیوونه همراته هرکجا بی من بری این قلب من باته
این دل دلداده بدجوری بی تو انگاری چه داغونو خراب باته
...................
آهنگ تموم شد (این دل دیونه از ماکان )
یاد اون شبی افتادم که پرهام منو رسوند خونه
دقیقا همین آهنگ پلی شد .....
از ماشین پیاده شدم ...
رفتم سمت در خونه
در بزرگی بود .....
زنگ فشار دادم در باز شد ....
در باز شد آروم قدم برداشتم
اووه مای گاد چه ویلایییییییییی
خیلی لاکچریییییییه !
با صدای واق واق یه سگ عقب رفتم
اوه خدای من این هاپو اینجا چیکار میکنه !؟
+بشین جسی
یه صدای مردونه سگ رو ساکت کرد که یهو ............
شبتون بخیر 😘
برگرفته از رمان گره #ماکانی
دیدگاه ها (۱۳۲)

پارت ۸۰ ☆یه پسره به سمتم اومد و یکم نگام کرد .....تا خواستم ...

پارت ۸۱ ☆نفس عمیقی کشید و گفت :چیزی که من فهمیدم اینکه تو و ...

پارت ۷۸ ☆بوق ...بوق ....بوق اه جواب بده دیگه بوق ..بوق رد کر...

پارت ۷۷ ☆-خب حالا خودت چی میخواستی بهم بگی !؟پرهام :هرچی باش...

پارت 2وقتی رسیدم در بسته بود انگار دیر رسیده بودم اما کم نیا...

p11✔☄︎☄︎☄︎☄︎☄︎ بیو ویلیام یا اون بوسه دوباره دله منو برد و و...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط