غذایت را سرد میخوری

غذایت را سرد میخوری
ساعت ها تو حمام خیره ب کاشی ها
شب تا صبح بیدار صبح تا غروب خواب
خیره ب ساعت گوشیت
غرق شدن تو دنیایه مجازی
از حالت ب دیگران دروغ گفتن
همه این اتفاقا هر روز میوفته تو از هر روزت خسته ای
چون ازش شنیدی:

"ازت خسته شدم"
دیدگاه ها (۴)

سناریو توکیو ریونجرز

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

رمان: قلب در تاریکی

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

استاد جئون part 1جئون رینا چند سالی میشه که با جونگکوک ازدوا...

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط