عشق اسان است؟ پارت سه

عشق اسان است؟ پارت سه
کوک ویو
واووو پدر مادر این دختر چی ساختن غقط برام عجیبه که دورگه اس 🤔
امد پیشم نشست بهش گفتم:
_سلام من جئون جونگ کوکم میشه دوست شیم(دستشو دراز کرده)
+منم کیم هانا هستم خوشبختم(دست میدن)
کوک تو ذهنش*حالا که باهاش دو ست شدم وقت عملی کردن نقشمه😈*
ویو هانا
کوک پسر خوبی بود ولی نمیدونم چرا ته دذم نمیتونم بهش اعتماد کنم😔
زنگ خورد من رفتم بیرون همینکه رفتم یهو...













بیا پایین










پایین تر










بیا پایین ترررر










رسیدی🤔









داری میرسی


یهو افتادم زمین و و بهم خندیدن ناراحت شدم چون تو مدرسه قبلی هم برام قلدری میکردن (خب داستان عوض شد از این به بعد پدر هانا بزرگترین مافیاست) رفتم توی سالن غذا خوری شروع کردم به خوردن داشتم میخوردم که یکی ی برگه گذاشت رو میز برگه رو باز کردم نوشته بود«ساعت ۱۰ به این ادرس بیا............» تعجب کردم ولی ولش کن بزار غذا مو بخورم.
(پرش زمانی به بعد مدرسه)
رفتم بیرون و بعد...







خب


خب

خب

خب

شرط:
لایک: ۶
کامنت: هر چقدرمه گذاشتین







بابای🖐🖐🖐
دیدگاه ها (۱)

اصلیش رو میزارم

اینم اصلیش

مرسی

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۱*ویو هانا*(فلش بک به فردا) با دل در...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۶ *ویو کوک*رفتم براش هاد داگ گرفتم و...

p𝑎𝑟𝑡17اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:از خواب بیدار شدم دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط