پارت ۲

پارت ۲
بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودتون حفظ کردین ولی بازم میگم ( علامت ها جیمین× ات+
و شخص هایی که زیاد تو داستان نیستن و معمولا ناشناس هستن - اگر کس دیگه ای تو داستان اضافه شد بهتون میگم)
+ ات سر تکون داد
× جیمین لبخند زد و کیف ات رو از رو زمین برداشت و یه دستمال هم از تو کیفش برداشت و کیف ات رو تمیز کرد
+ ممنون ببخشیدا تو زحمت افتادین
× نه بابا اصلا بفرمایید اینم کیفتون
+ ممنون
× میتونم شمارتون رو داشته باشم ؟
+ بله حتما ........( مثلا گفت )
× ممنون منم .......( بازم مثلا گفت)
+ خب اگر کاری داشتیم میتونیم تماس بگیریم
× بله ببخشید من کار دارم باید برم خوشحال شدم دیدمتون خدانگهدار
+ خداحافظ ........جیمین
( و بعد جیمین حرکت کرد و به سمت خونشون رفت )
ویو ات
+ حالا کجا بخوابم ؟ ...نمیدونم خدایا .....ولی شاید الان لیا بیدار باشه بزار زنگ بزنم بهش ( علامت لیا =)
.......+ الو لیا
= الو سلام ات چیشده ؟
+ سلام هیچی این صاحب خونه مزخرفمون اومده منو از خونه بیرون کرده میگه این خونه باید مال یکی دیگه باشه میتونم امشب رو بیام خونتون ؟
= حتماااااا کجایی؟ بیام دنبالت
+ نه نمیخواد اصلا
= بابا این چه حرفیه بگو دیگه
+ هعیی خیل خب باشه ممنون من اینجام.......( مثلا گفت)
= باشه الان میام دنبالت
........بعد از ۵ دقیقه
= سلااااااااااممم
+ سلام قشنگم ( و بعد همو رفتن بغل کردن )
= چقدر صاحب خونت مریضه این دیوونست ؟ تو هنوز یه سالم نشده تو این خونه هستی
+ چیکار کنم دیگه
= بیا سوار شو .....میخوای قبلش با هم بریم بار ؟
+ نمیدونم اصلا حوصلشو ندارم
= بیااا دیگههههه خودم میخواستم برم ولی گفتم بیام دنبال تو بعد با هم بریم
+ باشه ولی فکرشم نکن لباس باز بپوشم مثل تو
= باشه باشه ( رفتن سمت خونه لیا)
= خب دختر بیا این خوبه ؟
+ اییییننن؟ این چه کوفتیه خیلی بازهههه
= کجاش بازه اااااههه خدااا بیا این خوبه ؟
+ آره این باز نیست
= بپوش بریم
+ باااااششش ( لباساشون رو پوشیدن و سوار ماشین شدن و رفتن سمت بار ) .....ویو داخل بار
رفتیم نشستیم
- چی میل دارید
= دو تا ویسکی ۱۰۰ درصد
+ چیییییی عمرااااا دو تا ۲۰ درصد
= ای خدااا چه غلطی کردم آوردمت اینجا
+ از خداتم باشه اگر میخواستی ۱۰۰ درصد بخوری کی میخواست جمعت کنه ؟
= باشه باشه تو بردی
.........ویو کوک ( علامت کوک ÷)
÷ امروز حوصله جیمینو نداشتم اصلا حوصله هیچی رو نداشتم‌پس راه افتادم سمت بار .....ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳پس راه افتادم سمت بار .....وقتی رفتم یه دختره رو دیدم ...

ادامه پارت ۱۱آما.....که حرفش با ریختن سقف ساختمان قطع شد ......

پارت ۱۱ شب همه رفتن خوابیدن .....صبح شد صبح همه دوباره تو سا...

ویو رستوران کوک:پرنسسم بیا هر چی دوست داشتی سفارش بده گارسو...

ویو رستوران کوک:پرنسسم بیا هر چی دوست داشتی سفارش بده گارسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط