غمگینم هـــمـــاننـــد دلـــقـــکـــی کـــه روی صـــحـــن

غمگینم هـــمـــاننـــد دلـــقـــکـــی کـــه روی صـــحـــنه چشـــمـــش

بـه عـــشـــقـــش افتـــاد کـــه بـــا معـــشـــوقـــش

بـــه او میـــخـــنـــدد…
دیدگاه ها (۳)

خدایا…کاش اعتراف کنی… جهنمی در کار نیست…برای ما همین روزهای ...

دست سرنوشت راباید قطع کرد...او دزد ارزوهای من است...

در آغـــوشم که می گیری حلقه ی دستانتبه دور کمرم حلقه ای ست ا...

دلتنگی یعنی :یک شب دلت بماند روی دستتو نفهمی چطور میتوانی …ب...

به نظرتون این صحنه که گری گفت خب من برم چه اتفاقی افتاد؟

من حالم خوب نیست! هیچ جوره هم خوب نمیشم... با بقیه حرف میزنم...

هععععی....

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

‏🐰[۰۱:۵۴ به وقت برزیل]آه، خیلی خوش گذشت، و ممنون که تا دیروق...

بفرمایید به درخواست دوستان عزیز بازم اجرای روی صحنه 🎀

کارمند هایب به اسم جینا این ولاگ‌های کوتاه رو از لحظاتی که ر...

شش ماهه که آتش به دل خصم در افتادبا آل علی هر که در افتاد ور...

کامنت مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط