روزگاری اگر یادم کردی

روزگاری اگر یادم کردی...
از رنجی بنویس که تورا نداشتم و کشیدم
موهایم در رنجاندنت سپید شد ..
سکوت کردم و به جای حنجرم قلبم برآسمانی که دستانت را برای اجابت دعایت بلندکردی فریاد برآورد ...
دیدگاه ها (۳)

با خودم می گم مهم نیستاما بغض تو گلوم و لرزش لبام میگهبیش از...

توآخرین ذوق من برای دوست داشتن بودی.....

یه جورایی انگار گذشته‌ها پر بود از تعهدی که بیشتر از عشق، به...

"قلب سرد یوشین"نمیتونستم وایستم و سکوت رو تماشا کنم پس فریاد...

" بازگشت بی نام "

"مراقبت یوشین"کیونگ را دوباره زنده کردم و این بار طلسمی براش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط