کیش و مات تو شدم نابغه ی مهره ی دل .

کیش و مات تو شدم نابغه ی مهره ی دل .
دل مریخیِ من باخت به تو زُهره ی دل ...
بدترین شیوه همین بود ، که تو حمله کنی
منِ بیچاره شَوم برده ی دل ...
رفته بودم سردیوار دلم بهرِ رُخَت ...
بی خبر رِخنه نمودی تو در قلعه ی دل ...
شیوه ات مهر و محبّت ، که شدم ماتِ دِلت ...
دست بر مهره شدم آمدی دُردانه ی دل ..
چیره دستی آری ! شاه دِلم تسلیم است ...
تو چه ملموس شکستی سراپرده ی دل ...
من که ماتَم ، به تو و بازیِ شطرنج دلت ...
برو خوش باش در این بازی شدی شهره ی دل ...
دیدگاه ها (۱۵)

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق ها سَری ای تک گُ...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟؟ در خیالات تو خفتن ، ...

وَ مکث آخر تو ایستگاه یادم داد! وَ رد تلخ قطار تو راه یادم د...

گل نیلوفرم، جانم تو هستیشقایق ، رقص مرجانم تو هستی اقاقی، نس...

(سایه های خونی) part ۹/__شمارش شروع شد،همه ی ماشین ها با غرش...

فیک کوک پارت : ۹ خواستم از اتاق برم بیرون که یه صدایی باعث ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط