در میانِ "سکوتِ" افکارم،
در میانِ "سکوتِ" افکارم،
پرندهای زخمی!
بغضِ مرا ترانه میکند
وُ در گوشِ "باد" زمزمه میکند،
تـا "اشـعارم" را ...
بر تنِ عریان "برگهایِ" سرگردان بنویسد
و آنگاه "کولیِ" پاییز ...
"دردِ" مرا با آوایی حزین، همهجا "فریاد" بزند!
پرندهای زخمی!
بغضِ مرا ترانه میکند
وُ در گوشِ "باد" زمزمه میکند،
تـا "اشـعارم" را ...
بر تنِ عریان "برگهایِ" سرگردان بنویسد
و آنگاه "کولیِ" پاییز ...
"دردِ" مرا با آوایی حزین، همهجا "فریاد" بزند!
- ۸۱۱
- ۲۷ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط