#مادر_بزرگ حواسش به #شمعدانی ها بود...

#مادر_بزرگ حواسش به #شمعدانی ها بود...
گاه حتی همین که چرخی میزد کنار حوض،
نگاهشان میکرد...
کافی بود.!!!
برای "قد کشیدنشان"!
بعدها فهمیدم،
#عشق_مراقبت_میخواهد!!
چیزی مثل زمزمه اینکه :"#حواست_به_من_باشد!"
دیدگاه ها (۱)

You drove me crazy about you...

تک پارتی ار تهیونگ روی پشت‌بامِ استودیو نشسته بودیم. بادِ خن...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۴زنگ ناهار که خورد، چهار امگا طبق معم...

part one ::🍷🧭🍷🧭🍷🧭🍷🧭🍷🧭🍷🧭🍷🧭🍷🧭🍷🧭ا.ت یک دختر ایرانی بود که خیلی ...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

پارت ۲۲ — دختر خاندان چوسه روز بعد، خبر ورود خاندان چو به پا...

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

اوه،درسته!ناکاهارا چویا،اسمی که به زبون آوردنش قَد قَن بود ح...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 30چند ماه بعد...جنگ رسماً پایان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط