هیس...

هیس...
هیچی نگو...
صدای تو را باد هم نباید بشنود...
تمام وجود تو مال من است...
مردم میگویند دیوانه ای...
تو میگویی حسودم...
اما من عاشقم!
عشق...
حسادت...
دیوانگی...
تو بخند تا ببینی چطور برایت جان میدهم...!
دیدگاه ها (۳)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

خنده ی ممنوعه.

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط