درخواستی
#درخواستی
#دوپارتی
وقتی همشون باهم عاشقت میشن..........
The last part
سونگمین که کنار جونگین وایستاده بود دستشو گذاشت طرف راست سر جونگین و اونو هل داد اونور که جونگین با مخ رفت توی زمین
سونگمین خطاب به جونگین: خفه شو تو هنوز بچه ای اصن میدونی عشق چجوری نوشته میشه؟(سرد)
جونگین: بله میدونم اینطوری:(با چوب شروع کرد به نوشتن کلمه ی عشق روی زمین)👈 사랑
سونگمین: یبار دیگه حرف بزنی با پا میام توی لوزالمعده ات
سونگمین: همتون برین کنار
سونگمین رو به ا/ت: آیا مایلی با من قرار بزاری لی ا/ت؟
هان: سونگمین لطفا بیا پایین سرمون درد گرفت
هان: ا/ت؟!
+هوم؟
هان: اگه با من قرار بزاری قول میدم خوشبختت کنم
هیون: لینو!
لینو: دیگه چیه؟
هیون: لطفا هان رو جمع کن زیادی ک. ص. شعر میگه
لینو: توی این مورد باهات موافقم
هان: یاااااا لینو
نگاه های ترسناک لینو
چانگبین: من میگم بیاین قرعه کشی کنیم اسم هرکی در اومد اون با ا/ت قرار میزاره
سونگمین: برای اولین بار یه حرف درست زدی
جونگین: راستی ا/.....
سونگمین: جونگینا گفتم ببند
جونگین: میگم ا/ت
همه ی اعضا: جونگین ببنددددد
چان: ا/ت کجاست؟
جونگین: منم سه ساعته که میخوام همینو بهتون بگم خببببب
لینو: واقعا کجا رفت؟
هان: نکنه از دستمون ناراحت شد؟
سونگمین: اون ا/تی که من میشناسم به این زودیا ناراحت نمیشه
چانگبین: من حس میکنم که سر هممون بی کلاه موند😐😐
هان: منم همین نظر رو دارم
چان: من میگم همین که یه دوست عادی برای ا/ت باشیم کافیه چون با این اوضاع هیچکدوممون بهش نمیرسیم
هیون: باشه ولی من هنوز توی قلبم دوستش دارم
لینو: منم
چانگبین: منم
سونگمین: من هم
هان: منم
جونگین: هعی منم
سونگمین: گفتم تو ببند
جونگین: آخه چراااا؟
لینو: جونگیناااا به حرف هیونگت گوش کن
جونگین:.....
لینو: نشنیدم صداتو
جونگین: چشم هیونگ
هیون: راستی لیکسی کجاست؟
هان: توی خونه خواب بود
هیون: آها
ویو ا/ت
واقعا نمیدونستم که باید بهشون چه جوابی بدم بخاطر همین اونارو به حال خودشون ول کردم و برگشتم به خونه وقتی رسیدم دیدم فلیکس تازه از خواب بیدار شده.....
فلیکس: اوه ا/ت خوبه که اینجایی میخواستم باهات حرف بزنم
+حرف؟
فلیکس: اوهوم بیا بشین
+باشه
فلیکس سرشو انداخت پایین شروع کرد به صحبت کردن
فلیکس: راستش من تورو خیلی دوست دارم و میخوام اولین نفری باشم که بهت اعتراف کرده (پسر بیچاره ام تا الان خواب بوده و از همه جا بی خبر فکر میکنه اولین نفریه که به ا/ت اعتراف میکنه)
فلیکس تا سرشو گرفت بالا خبری از ا/ت نبود یکم دور و اطراف رو نگاه کرد که دید ا/ت داره با سرعت زیاد میدوئه و از اونجا دور میشه..........
#دوپارتی
وقتی همشون باهم عاشقت میشن..........
The last part
سونگمین که کنار جونگین وایستاده بود دستشو گذاشت طرف راست سر جونگین و اونو هل داد اونور که جونگین با مخ رفت توی زمین
سونگمین خطاب به جونگین: خفه شو تو هنوز بچه ای اصن میدونی عشق چجوری نوشته میشه؟(سرد)
جونگین: بله میدونم اینطوری:(با چوب شروع کرد به نوشتن کلمه ی عشق روی زمین)👈 사랑
سونگمین: یبار دیگه حرف بزنی با پا میام توی لوزالمعده ات
سونگمین: همتون برین کنار
سونگمین رو به ا/ت: آیا مایلی با من قرار بزاری لی ا/ت؟
هان: سونگمین لطفا بیا پایین سرمون درد گرفت
هان: ا/ت؟!
+هوم؟
هان: اگه با من قرار بزاری قول میدم خوشبختت کنم
هیون: لینو!
لینو: دیگه چیه؟
هیون: لطفا هان رو جمع کن زیادی ک. ص. شعر میگه
لینو: توی این مورد باهات موافقم
هان: یاااااا لینو
نگاه های ترسناک لینو
چانگبین: من میگم بیاین قرعه کشی کنیم اسم هرکی در اومد اون با ا/ت قرار میزاره
سونگمین: برای اولین بار یه حرف درست زدی
جونگین: راستی ا/.....
سونگمین: جونگینا گفتم ببند
جونگین: میگم ا/ت
همه ی اعضا: جونگین ببنددددد
چان: ا/ت کجاست؟
جونگین: منم سه ساعته که میخوام همینو بهتون بگم خببببب
لینو: واقعا کجا رفت؟
هان: نکنه از دستمون ناراحت شد؟
سونگمین: اون ا/تی که من میشناسم به این زودیا ناراحت نمیشه
چانگبین: من حس میکنم که سر هممون بی کلاه موند😐😐
هان: منم همین نظر رو دارم
چان: من میگم همین که یه دوست عادی برای ا/ت باشیم کافیه چون با این اوضاع هیچکدوممون بهش نمیرسیم
هیون: باشه ولی من هنوز توی قلبم دوستش دارم
لینو: منم
چانگبین: منم
سونگمین: من هم
هان: منم
جونگین: هعی منم
سونگمین: گفتم تو ببند
جونگین: آخه چراااا؟
لینو: جونگیناااا به حرف هیونگت گوش کن
جونگین:.....
لینو: نشنیدم صداتو
جونگین: چشم هیونگ
هیون: راستی لیکسی کجاست؟
هان: توی خونه خواب بود
هیون: آها
ویو ا/ت
واقعا نمیدونستم که باید بهشون چه جوابی بدم بخاطر همین اونارو به حال خودشون ول کردم و برگشتم به خونه وقتی رسیدم دیدم فلیکس تازه از خواب بیدار شده.....
فلیکس: اوه ا/ت خوبه که اینجایی میخواستم باهات حرف بزنم
+حرف؟
فلیکس: اوهوم بیا بشین
+باشه
فلیکس سرشو انداخت پایین شروع کرد به صحبت کردن
فلیکس: راستش من تورو خیلی دوست دارم و میخوام اولین نفری باشم که بهت اعتراف کرده (پسر بیچاره ام تا الان خواب بوده و از همه جا بی خبر فکر میکنه اولین نفریه که به ا/ت اعتراف میکنه)
فلیکس تا سرشو گرفت بالا خبری از ا/ت نبود یکم دور و اطراف رو نگاه کرد که دید ا/ت داره با سرعت زیاد میدوئه و از اونجا دور میشه..........
- ۱۲.۰k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط