‌‌‌عصر تاسوعا ، دو دستان قلم ، یک سو علم

‌‌‌عصر تاسوعا ، دو دستان قلم ، یک سو علم

آل هاشم بی علمدار و حسین آل غم است


وای از آن ظهری که نامش ظهر عاشورا شده

سرنوشت خیمه ها دیگر سیاه و مبهم است


آه از آن شام غریبانی که قلبم را فشرد

از مصیبت های زینب هر چه بنویسم ، کم است
دیدگاه ها (۶)

࿐ྀུ༅ ࿇ ﷽ ࿇ ࿐ྀུ༅✅با دعا فرج زودتر تحقق می‌یابد آری؛ یک هزار و...

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

🏴 داغ دل زینب 🏴 ماه خون است و محرم ، در غزل هم ماتم است سوز ...

آتش از خیمه ها زد زبانه در دست کوفیان تازیانه و...

🏴امان ازدل زینب، امان.. 😭💔🥀امان از دل زینب…امان از لحظه‌ای ک...

{بِسْمِ رَبِّ الوَفاءِ... العَبّاسِ 🖤} سقای حسین، سید و سالا...

* مراسم سنتی «خیمه سوزان» در شهر طاقانک:مراسم سنتی «خیمه سوز...

فکر کنم ظهر عاشورا بود.همه رفته بودند.قاسم، علی اکبر،و علی ا...

🌀 وقتی‌که عصر عاشورا، دشمنان برای غارت خیمه‌ها هجوم آورده‌ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط