حس یه روحو دارم که نه کسیو میبینه نه کسی اونو تو یه خونه

حس یه روحو دارم که نه کسیو میبینه نه کسی اونو؛ تو یه خونه تاریک یجای دور زندگی میکنه بی خبر از همه چی. حملم بهش کنن چاقو از توش رد میشه، هیچی نمیفهمه. نه میتونه بمیره نه میتونه زندگی کنه نه میتونه حرف بزنه. نه میشنونش نه کسیو میشنوه. یه‌موجود معلق بی سرو ته چرت و پرت که فقط هرروز یه سری کارای چرت و پرت تر تکراریو انجام میده بدون هیچ امیدی ‌.
دیدگاه ها (۲)

رابطه مجازی داشتن اینجوریه که با چهارتا گیف بغلش میکنی و بود...

نوشته بود: ‏یکی چون کسی دور و بَرِش نیست دوستت داره، ‏یکی ام...

یه جایی آدم کم میاره، هرچقد بجنگه و مثبت اندیش باشه، زندگی ی...

فک کنم برا رفتن زیادی عجله داشتی خاطره هاتو جا گذاشتی :>

خون آشام عزیز (66)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط