پارت ⓿❷

پارت ⓿❷

-ات کجاست؟
م.ا:ات؟
-اره
م.ا:مگه پیش تو نبود؟
-نه
م.ا :وا گفت که میرم شرکت پیش کوک
-چی؟!
م. ک:اره پسرم خودش گفت
-ولی نیومد پیشم تازه با من قهره!
م.ا:چی پس دخترم کجاست؟
-هه مگه نگفتم من باید ازهمه چی تو این خونه با خبر بشم ها؟ مخصوصا ات من از کی تا حالا ات و اجازه دادم بیاد شرکت؟ یک بار اومد چی شد؟ *داد
م.ک:پسرم اروم باش
-یعنی چی اروم باشم؟ ات نیست مامان ات نیست نه تو اتاقشه نه تو اون یکی اتاق ( منظور کوک از اون یکی اتاق اتاقی هست که ات از کودکی روی همه دیوار هاش طراحی کرده و یه جور اتاقه طراحیشه که وقتی حالش خوب نیست میره اونجا 💥🤓)
-من این دختره رو گیر بیارم میدونم چیکارش کنم من نامزدش نیستم مگه پس چرا سر خود هر کاری میکنه؟ ادبش میکنم تا الان چیزی بهش نگفتم وایسین حالا
( رفت )
م.ا:وای خدای من چیکار کنیم؟ کوک میکشه ات و
م.ک:نمیدونم نمیدونم الان فقط باید منتظر بمونیم معلوم نیس چیکار میکنه پسره دیونه
م.ا:هوف اونسری یادت نیست؟ بزورجلوش رو گرفتن ولی این سری چی؟ نه شوهر من هست نه شوهر تو هردو سفر کاری هستن ارباب بزرگم که باهاشونه ما چیکار کنیم؟ هیچ
م.ک:هوف خدایا خودت به داد ات برس 🤧🤕
( و منی که خندم گرفته 😂)
.....
دیدگاه ها (۲)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط