No copy
No copy
دلَِم واسہ اون روزا تنگـــ شٌده....
√با دوستامون تو کوچه بازے میکردیم واسه خوش گذروندن. نه تنهایی تو اتاقامون واسه وقت گذروندن✔
√وقت غذاخوردن همه دورسفره مینشستیم نه جدا ازهم✔
√مانتوی تا روی زانو و شلوارجین اوج بدحجابی و مد بود نه ساپورت و آرایش غلییظ✔
√آهنگ تیتراژ سریال تنها آهنگی بود که با هیجان میخوندیم✔
√همسایه ها...✔
√عروسی ها...✔
√مهمونی ها...✔
√برف زمستون✔...
√بازی تو تابستون...✔
√مسافرت ها...✔
√استرس هرروز مدرسه رفتن✔
√خرید عیدنوروز✔
√آرزوهای فانتز✔ی
ما غرق بچگی بودیم و فک میکردیم دنیا همون شکلی می مونه.✔
بزرگ شدیم و پابه پای پدرومادرامون پیرشدیم. سوزونده شدیم✔
نه از همسایه خبریه. نه از خنده های بلند تو مهمونی. نه از ساده بودن آدما..✔
عمرمون میگذره.✔..
بعضیامون هنوزم تو حسرت ازدواجن.✔
بعضیامون ازدواج کردن و غرق مشکلات روحی و اقتصادیَن.✔
بعضیامون هنوزم دنبال کارن و افسرده شدن.✔
بعضیامون دل از سادگی کندن و همرنگ جماعت گرگ شدن✔
دخترهمسایه چادرشو کنارگذاشته و غصه هاشو پشت رژلب قرمز پنهون کرده✔.
پسر حاجی سیگار رو لب میذاره و حسرت رژقرمز دخترهمسایه رو میخوره.✔
پدرو مادرا شرمنده خواسته های بچه ها شدن✔.
همه به امید یه روزخوب زندگی میکنن.✔
من همون کودک دیروز و جوون امروزم.✔
من همون دخترهمسایه یا پسر حاجی ام که به جای اینکه الآن بچه هامو ببرم شهربازی دارم فقط با رویای چندتا پیامک عاشقونه سر میکنم.✔
من پراز حسرتم. پر از دردم. پر از زخمم.✔
من همون نسل سوخته ام..✔.
دلَِم واسہ اون روزا تنگـــ شٌده....
√با دوستامون تو کوچه بازے میکردیم واسه خوش گذروندن. نه تنهایی تو اتاقامون واسه وقت گذروندن✔
√وقت غذاخوردن همه دورسفره مینشستیم نه جدا ازهم✔
√مانتوی تا روی زانو و شلوارجین اوج بدحجابی و مد بود نه ساپورت و آرایش غلییظ✔
√آهنگ تیتراژ سریال تنها آهنگی بود که با هیجان میخوندیم✔
√همسایه ها...✔
√عروسی ها...✔
√مهمونی ها...✔
√برف زمستون✔...
√بازی تو تابستون...✔
√مسافرت ها...✔
√استرس هرروز مدرسه رفتن✔
√خرید عیدنوروز✔
√آرزوهای فانتز✔ی
ما غرق بچگی بودیم و فک میکردیم دنیا همون شکلی می مونه.✔
بزرگ شدیم و پابه پای پدرومادرامون پیرشدیم. سوزونده شدیم✔
نه از همسایه خبریه. نه از خنده های بلند تو مهمونی. نه از ساده بودن آدما..✔
عمرمون میگذره.✔..
بعضیامون هنوزم تو حسرت ازدواجن.✔
بعضیامون ازدواج کردن و غرق مشکلات روحی و اقتصادیَن.✔
بعضیامون هنوزم دنبال کارن و افسرده شدن.✔
بعضیامون دل از سادگی کندن و همرنگ جماعت گرگ شدن✔
دخترهمسایه چادرشو کنارگذاشته و غصه هاشو پشت رژلب قرمز پنهون کرده✔.
پسر حاجی سیگار رو لب میذاره و حسرت رژقرمز دخترهمسایه رو میخوره.✔
پدرو مادرا شرمنده خواسته های بچه ها شدن✔.
همه به امید یه روزخوب زندگی میکنن.✔
من همون کودک دیروز و جوون امروزم.✔
من همون دخترهمسایه یا پسر حاجی ام که به جای اینکه الآن بچه هامو ببرم شهربازی دارم فقط با رویای چندتا پیامک عاشقونه سر میکنم.✔
من پراز حسرتم. پر از دردم. پر از زخمم.✔
من همون نسل سوخته ام..✔.
- ۳.۳k
- ۰۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط