سیصد و شصت و پنج روز عجیب با قطاری از این مسیر گذشت

سیصد و شصت و پنج روز عجیب با قطاری از این مسیر گذشت
سیصد و شصت و پنج صبح و غروب بر سر این چنار پیر گذشت

سیصد و شصت و پنج صبح سپید، صبح‌خیزی به صد هزار امید
سیصد و شصت و پنج شام سیاه، رنگ سلول یک اسیر، گذشت

ساعتی در ضیافت حافظ، ساعتی با روایت بیدل
ساعتی در برابر جنگل ساعتی در دل کویر گذشت

ساعتی نور و رنگ و موسیقی، ساعتی آه و اشک و دلتنگی
ساعتی شوق یک تبسم گرم، ساعتی صبرِ ناگزیر، گذشت

رشته‌های سپید مویم را هر زمانی بلندتر دیدم
گفتم: ای وای، ماه نو آمد... ولی این روزها چه دیر گذشت

زندگی یک قطار مضطرب است، به همین اضطراب، عادت کن
اگر از ابتدای آبان رفت، اگر از انتهای تیر گذشت
دیدگاه ها (۳)

رمان غمگین

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆https://wisgoon.com/ss...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆https://wisgoon.com/ss...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆https://wisgoon.com/ss...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆https://wisgoon.com/ss...

𝗡𝗼𝘄 𝗣𝗹𝗮𝘆𝗶𝗻𝗴 🎧یه موزیک برای اوناییکه هنوز با خاطره‌هاشون زندگ...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط