part 6
part 6
برادر ناتنی
فصل دو
ات: منم مثل ماست موندم نگاش
باید دلشو بدست بیارم
چم شد که اون حرف رو بهش زدم؟؟ هول شدم؟
ی جوری باهاش رفتار کردم که انگار.... انگار بی مصرفه
باید ی کاری کنم باید بگم که هول شدم ونتونستم بگم منم دوست دارم
دوسش دارم؟؟..........................................اره من جیمینو دوست دارم
اخخخ دست بجومبون دختر باید بریییییی
سریع ی ماشین گرفتم رفتم خونه.....................
ویو خونه:
ات: جانگ هو ووووو«داد » ٠
جانگ هو: هعی بهم بگو پدر
ات: ببخشید پدر
جانگ هو: هوم
ات: ادرس خونه جیمینو داریی؟؟؟
جانگ هو: براچیته؟ جیمین؟ چکارش داری؟؟؟
ات: داری یانه؟
جانگ هو: اره دارم
ات:بده بهم
جانگ هو: بنویس
ات:........«حالا ی جاییی» من دیر میام خونه ... شایدم دیگه نیومدم
جانگ هو: کار بدی نکنید ها
ات: پدررررررررر....... سریع زدم بیرون رفتم به ادرسی که بهم داد
ی جاییی تقریبا تاریک بود......پیاده شدم پلاکای خونه رو خوندم تا رسیدم به ی ویلای خیلی بزرگ واووووووؤو جیمین اینجا زندگی میکنه
الان میفهمم کیو رد کردم خاک عالم واقع
رفتم با دستای کوچولوم ی تقه ای به در زدم درش بزرگه اخه صدا نمیرهههههههه ولی مخالف حرفم ی ادم غول پیکر دررو باز کرد
سـ.. سلام م. مـن خ. و. ا. ههههـ ر. ن. ا. تنی جیمین. م
بادیگار: بیا«لبخند» ٠
ات:ممنون...... پناه بر خدا قیافش به اخلاقش نمیخوره مردم
رفتم داخل چندتا ندیممه داشتن کار میکردن ولی نگار همه خواب بودن
نکته: الان ساعت 3صبحه خونه جیمین دور بود»
رفتم جلو از یکی از ندیمه ها پرسیدم که جیمین کجاست
ندیمه: ارباب توی اتاقشون خوابن
ات: ارباب؟؟؟؟ اها ممنون
رفتم از پله ها بالا راهروی پیچ پیچی داشت باید همرو میگشتم
به جیمین شک کردم چرا باید ندیمه و بادیگار و ی خونه باکلاس داشته باشه همینطور که داشتم میگشتم یهو ی اتاق نظرم رو جلب کرد «اتاق ممنوعه» چرا ممنوعه با کنجکاوی زیاد رفتم درشو باز کردم
چند تا پله میخوردکه میرفت پایین رفتم پایین با چیزایی مه دیدم رنگم پرید
لکه خون؛ چاقو؛ طناب دار؛ تبر؛ و از همه ترسناک تر جسد
یاد یک ماه پس افتادم
فیلیکس: جیمین مافیاست
ات: سرم رو با دستام گرفتم سریع از اتاق خارج شدم داشتم میدوییدم به سمت پایین که یکی دستم رو کشید... .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یو ها ها هاااااااااااااااااااااااا سلاممممم شرمنده چند وقت نبودم الان پارت بعد هم
میزارم
اگه اشتباهم نوشتم ببخشید من کــ... س دستم🤣🤣🤣🤣🤣🤣
برادر ناتنی
فصل دو
ات: منم مثل ماست موندم نگاش
باید دلشو بدست بیارم
چم شد که اون حرف رو بهش زدم؟؟ هول شدم؟
ی جوری باهاش رفتار کردم که انگار.... انگار بی مصرفه
باید ی کاری کنم باید بگم که هول شدم ونتونستم بگم منم دوست دارم
دوسش دارم؟؟..........................................اره من جیمینو دوست دارم
اخخخ دست بجومبون دختر باید بریییییی
سریع ی ماشین گرفتم رفتم خونه.....................
ویو خونه:
ات: جانگ هو ووووو«داد » ٠
جانگ هو: هعی بهم بگو پدر
ات: ببخشید پدر
جانگ هو: هوم
ات: ادرس خونه جیمینو داریی؟؟؟
جانگ هو: براچیته؟ جیمین؟ چکارش داری؟؟؟
ات: داری یانه؟
جانگ هو: اره دارم
ات:بده بهم
جانگ هو: بنویس
ات:........«حالا ی جاییی» من دیر میام خونه ... شایدم دیگه نیومدم
جانگ هو: کار بدی نکنید ها
ات: پدررررررررر....... سریع زدم بیرون رفتم به ادرسی که بهم داد
ی جاییی تقریبا تاریک بود......پیاده شدم پلاکای خونه رو خوندم تا رسیدم به ی ویلای خیلی بزرگ واووووووؤو جیمین اینجا زندگی میکنه
الان میفهمم کیو رد کردم خاک عالم واقع
رفتم با دستای کوچولوم ی تقه ای به در زدم درش بزرگه اخه صدا نمیرهههههههه ولی مخالف حرفم ی ادم غول پیکر دررو باز کرد
سـ.. سلام م. مـن خ. و. ا. ههههـ ر. ن. ا. تنی جیمین. م
بادیگار: بیا«لبخند» ٠
ات:ممنون...... پناه بر خدا قیافش به اخلاقش نمیخوره مردم
رفتم داخل چندتا ندیممه داشتن کار میکردن ولی نگار همه خواب بودن
نکته: الان ساعت 3صبحه خونه جیمین دور بود»
رفتم جلو از یکی از ندیمه ها پرسیدم که جیمین کجاست
ندیمه: ارباب توی اتاقشون خوابن
ات: ارباب؟؟؟؟ اها ممنون
رفتم از پله ها بالا راهروی پیچ پیچی داشت باید همرو میگشتم
به جیمین شک کردم چرا باید ندیمه و بادیگار و ی خونه باکلاس داشته باشه همینطور که داشتم میگشتم یهو ی اتاق نظرم رو جلب کرد «اتاق ممنوعه» چرا ممنوعه با کنجکاوی زیاد رفتم درشو باز کردم
چند تا پله میخوردکه میرفت پایین رفتم پایین با چیزایی مه دیدم رنگم پرید
لکه خون؛ چاقو؛ طناب دار؛ تبر؛ و از همه ترسناک تر جسد
یاد یک ماه پس افتادم
فیلیکس: جیمین مافیاست
ات: سرم رو با دستام گرفتم سریع از اتاق خارج شدم داشتم میدوییدم به سمت پایین که یکی دستم رو کشید... .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یو ها ها هاااااااااااااااااااااااا سلاممممم شرمنده چند وقت نبودم الان پارت بعد هم
میزارم
اگه اشتباهم نوشتم ببخشید من کــ... س دستم🤣🤣🤣🤣🤣🤣
- ۴۶۲
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط