دلتنگم

دلتنگم
آن‌چنان که...
اگر ببینمت به کام...
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت...
شاید که جاودانه بمانی...
کنار من...

#فریدون_مشیری♥️
دیدگاه ها (۰)

من وقت واژه راحرام بعضی حروف بیهوده نمی‌کنمعیش حضور تو کافی‌...

در ڪتاب چار فصل زندگیصفحه ها پشت سرِ هم می‌روندهر يڪ ازاينصف...

عشق، ما را دوست می دارد...من با تو رویایم را در بیداری...دنب...

اشک رازی‌ستلب‌خند رازی‌ستعشق رازی‌ست اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌...

تو شاید ًمن ولی از یاد تو غفلت نمی‌کردم برای دوستی با غیر تو...

در گوشۀ سلول نشسته‌ام و ناگزیر، برای تو می‌نویسم. اری ناگزیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط