مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید/خیره بودم به تو و جرا

مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید/خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
دیدگاه ها (۱۳)

گاه مرا پس میزنی؛گاه باز پیشم میکشی/ آنچه دستت داده ام نامش ...

اگر دل بستی، محکم نبند. او می رود و تو می مانی و یک گره کور....

لحظــــه ی بغــــض نـشد حفــــظ کنم چشــمم را در دل ابــــر ...

ما می گیم محوِش شدیم ولی شاعر میگه: «سوزش چشم من از لذت زیبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط