ته صف بودم به من آب نرسید

...
ته صف بودم. به من آب نرسید.
بغل دستیم لیوان آب را  داد دستم. گفت من زیاد تشنه ام نیست. نصفش را تو بخور. .
فرداش شوخی شوخی به بچّه ها گفتم از فلانی یاد بگیرید. دیروز نصف آب لیوانش را به من داد. .
یکی گفت لیوان ها همه اش نصفه بود!
#
شادی روح تمامی شهدا که ما زندگی خودمون مدیون اونا هستیم "صلوات"
دیدگاه ها (۲۰)

در شهر تو میخانه زیاد است، ولی من...شوریده و دیوانه زیاد است...

مضراب بزن بر تن این ساز برقصد در معجزه ی پنجه ی شهناز برقصدب...

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !روح نفرین شده ای در قفس تن د...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط