- پدرم هر وقت می‌خواست کثرتِ چیزی را بیان کند،

- پدرم هر وقت می‌خواست کثرتِ چیزی را بیان کند،
می‌گفت؛ ' یک دریا '
مثلاً می‌گفت؛ نمی‌دانی، فلانی یک دریا پول دارد!
کی می‌رسد روزی که تو رو به رویم بایستی، زل بزنم به چشمانت و بگویم؛ ''' فلانی نمی‌دانی من، تو را یک دریا دوست دارم!'''❤ ❤
.
شقایق_عباسی 🍃
.
دیدگاه ها (۲۴)

هر سربازیدر جیب هایشدر موهایشو لای دکمه های یونیفورمشزنی را ...

. . . تا ابد دوریم، چون سوگند قرآن و دروغدور، مانند زبان روز...

✍ ️⁩عشق ما از نوع عشق ممنوعه استاز همان ها که اگر بر سر زبان...

:از حسرت فروغ رخ همچو ماه تویاران همنشین همه از هم جدا شدند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط