وقتی خدمت کار خونش بودی

وقتی خدمت کار خونش بودی!!!!!
پارت۲
اسنپ گرفتم و سوار ماشین شدم که یه دفه
یادم افتاد که پول کرایه اسنپ رو
نیاوردم😲
ویو ت/وای خدا حالا چیکار کنم
پول کرایه اسنپ رو روی میز خونم
جا گذاشتم /خارج ویو/
ادمین /وقتی تاکسی تورو به مقصد رسوند
ازت کرایه رو می خواست
ولی تو هیچ پولی نداشتی که به
راننده تاکسی بدی!!!!
ولی راننده متوجه شد که تو یادت رفته پول اسنپ رو بیاری

راننده تاکسی/دختر کوچولو اشکالی نداره ولی دفه بعدی یادت باشه چون بعضی ها مثل من
کمکت نمیکنن حالا برو
ت/چشم آجوشی واقعا ازتون ممنونم براتون
جبران میکنم 🥲
خب دیگه برم سمت خونه واییییی
چه خونه زشت ترسناکیه 😱😨😰
ویو/ت
وقتی در زدم هیچ کسی در رو باز نکرد و من مجبور شدم خودم در رو باز کنم وقتی در رو باز
کردم................. .............................

خب دوستان این هم از این پارت
امیدوارم خوشتون اومده باشه و تا
شرایط پارت بعدی
۲فالو
۴تا لایک
۴تا کامنت
دوستان این ها
همه فیک هستش اگر از
داستان خوشتون نیومد به دل نگیرید
دیدگاه ها (۷)

وقتی خدمتکار خونش بودی!!!! پارت ۳ ت/مجبور شدم خودم در رو باز...

مرسی واقعا من هر وقت که این پیام هارو میبینم خیلی خوشحال میش...

وقتی خدمتکار خونش بودی!!!! نقش ها /ت/ تهیونگ /جیمین/ پدرت و...

سلام دوستان من از این به بعد تصمیم گرفتم که داستان های فیک ب...

.نفس های گرم او.

پارت ۱۲ویو ا/تشت شت شت شت نه نه نه نه بدبخت شدم بدبخت شدم بی...

~فیک در نور شمع های بنفش برای دوست داران تهیونگ~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط