۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه
ببخشید دیروز وقت نداشتمم

پارت۶۵

اوین: میبینمشون
بکی:سلام(داد زد بشنون)
ویو میا
[اهههههه سمت راستیه حالا فکر فرار کرده؟چه مسخرس از اولشم همون سمت چپیه بهتر بود سلام کرد بهم حتما عاشقم شدهه]
دامیانو اینا رسیدن سر میز
اوین:سلام پسرا
دزموندا:سلام اوین
دامیان:آااااا ما نمیدونستیم انیا و ایسا هم میان
بکی:هه آره اتفاقی شد اونا اومده بودن خودشون بعد ما هم اومدیم دیدیمشون(دروغ محض)
دامیان:آها[انیا چرا اومدهه؟منو انگار اصن دوست نداره حتی متنفره البته اشکالی نداره خودمم اومدم این منطقیه خب😐🤷🏻‍♀️]
دمتریوس یه لیوان نوشیدنی بر میداره*
دامیان:و بعد ایشون کی باشن؟(اشاره به اولکا)[پسره هم خوشتیپه نکنه دوست پسر انیاست برم جرش بدممم؟😠نه نه فکر نکنم]
اوین:آم خب....
بکی میزنه وسط حرفش:پارتنر ایسا هستن
همون لحظه لیوان شرا*ب از دست دمیتریوس میوفته 🤣😂🤦🏻‍♀️
(راستیی فعلا میا سرویس بهداشتیه اوضاع امنه😂)
آیسا آروم میخنده
اولکا که کنارشه آروم در گوش آیسا میگه:اون دمیتریوسه؟
آیسا:آره اون یکی کنارشم دنیله بکی گفت اونبار داشتن سر من دعوا میکردن نمیدونم راست میگه یا نه
اولکا: اها
اولکا میره جلو و اول به دامیان دست میده:خوشبتم
دامیان:دست میده منم همینطور[چه خوب که ربطی به انیا نداری]
و بعد به دمیتریوس دست میده
دمیتریوسم دست میده ولی خیلی دستشو فشار میدهههه
اولکا[چرا انقد فشار میدی لامصببببب خب دختره نمیخوادت نمیخوای بفهمی؟؟؟؟]
و بعد به دنیل دست میده
اولکا[اینم که داره فشار میدههه ولی حداقل کمتر از اون یکی]
دست دادن تموم
دمیتریوس: خب خب ایسا خانم از کی تا حالا پارتنر داری؟؟؟
آیسا: منو اولکا از ته دل عاشق همیم به توهم هیچ ربطی نداره
اولکا:همینطور دست از دوست دختر من بردار
.
.
حالا دمیتریوس فعلا در پر آرامش ترین حالتشه😂
دیدگاه ها (۸)

ماهم چالش❤️🫡

فکر کن این یکی از پایان ها بودددد🤔🥹🙃#فردی#شکست_امنیتی #گلمرا...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۶۳اولکا و آیسا شروع کردن به نقش بازی کردن...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۶۱فلش به ساعت ۸(لباسا رو بعدا براتون میزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط