یک شرر ازچشم او قلب مرا سوخته

یک شرر ازچشم او قلب مرا سوخته
آتشی از قعر سینه تا فلک افروخته
#اریو_موسوی
دیدگاه ها (۰)

گفته بودی که بهار می آییبا پای پیاده یا سوار می آییمن منتظرم...

ای خیالت همدم شبهای من مرحم زخم دل تنهای من میشود زودتر بیای...

💚💛💚مستِ مستم مَشکن قدرِ خود ای پنجهٔ غممن بـه میخانه‌ ام امش...

حرف نمی زد اما نگاهش پر غزل بوددلم اما در حسرت یک دم بغل بود...

21 سالش بود.🔹اول با چاقو به قلب و سینش زدند، بعد سر شهید رو ...

.من مرگ #نور را باور نمی کنم و مرگ عشقهای قدیمی را مرگ گل هم...

خیابان است مقدسترین مکاناگر قدم گذاشتی سخن میگویند شمع های ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط