باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را

باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را
با پیاله تا سحر،گل بوسه‌‌های ناب را

گوشهٔ‌یِ تنهائی و فکر و خیالِ رویِ تو
محوِ گیسویت کنم مژگانِ فکرِ خواب را

گاه در پروین ببینم ناز چشمانِ تو را
یا بیاندازم به مه این دیدهٔ بی تاب را

آنقدر در حسرت دوریِ تو نجوا کنم
تا بگیرد سیل اشکم جایِ نهرِ آب را

کاش یک شب عشق را مهمانِ پنهان میشدی
تا بفهمی معنیِ اشکِ شب و سیلاب را ..!!!
دیدگاه ها (۲)

من ناز نمیکشم دلت خواست برو،کج کج نکنم نگاه و" یکراست" برو.....

آسمان غصه نخور! اشک نریز! شانه ام مرهم توستآسمان گریه نکن! د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط