لعنت به من و چشم تو و لحظه ی دیدار

لعنت به من و چشم تو و لحظه ی دیدار
لعنت به نگاهت که مرا میکند انکار
لعنت به زمانی که مرا عشق صدا زد
لعنت به سکوتت که مرا میدهد آزار
لعنت به غرورت که از اندازه گذشته
لعنت به من کم شده در پیش تو بسیار
بعد از لب شیرین تو ای وسوسه ی تلخ!
لعنت به لبم, لحظه ی بوسیدن سیگار
لعنت به شب و حسرت آغوش تو وقتی
روی سر من خاطره ها میشود آوار
کورم که عصایش به زمینش زده ناگاه
درمانده تر از قبل شده دست به دیوار
دیدگاه ها (۱)

ای تمام شعرهایت مثل دریا خواندنیخاطراتت در دلم مانند رؤیا ما...

من ابرت می‌شوم ؛ باران من باشنگاهت می‌شوم ؛ چشمان من باشکتاب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁴⁷درو بست و با یه حرکت به در میخکوبم کر...

خیانت اشتباه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط