پل از نگاهم زد

پل از نگاهم زد
و تا انتهای جاده ی تپش را طی کرد
سراغ دانه های رقصان برف را نگرفت
و کتیبه ی خاطرات را حک کرد
و من ماندم و تیشه برای
شکستن کتیبه ی تنهایی هایم
....
دیدگاه ها (۱)

جاری شدم در توهمهمه های دانه های رقصان برفکه نجوا کنان این د...

خوشبختی بر سه ستون استوار است :فراموش کردن تلخی های دیروز _ ...

تو کجایی ؟شده ام باز هواییچه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟به ج...

قشنگ ترین الکی...ﻧﮕﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻫﺖ ،ﺍﻟﮑﯽﻣﺜﻼ ﺭﻓﺘﻪ ﺯ ﺳﺮ...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

#عاشقانه_های_من#درد #زحم #رنج #درد_های_پنهان#زیبا #خاص #غمگی...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ریگیلوس به انتهای راهرو اشاره کرد.«اونجا ر...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۴۶ صدای قدم‌های دو هیون از راهرو می‌آمد.آرام...اما سنگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط