نام کتاب یک عاشقانه خاموش

نام کتاب: یک عاشقانه خاموش

نام نویسنده: نازنین براتی ـــ کاربرنودوهشتیا

ژانر: عاشقانه،درام

<<www.98iia.com>>

خلاصه:
مرگ، فقط با مردن اتفاق نمی افتد!
پیشنهاد ما
رمان تقدیرم | hada_♡ کاربر انجمن نودهشتیا
رمان تلاقی باران و طوفان | elen5017 کاربر انجمن نودهشتیا
گاهی مرگ، همین زندگی ست که نه شروع می شود و نه تمام!
مقدمه:
کسی چه می داند…
که من، امروز چند بار فرو ریختم، چند بار دلتنگ شدم از دیدن کسی که…
فقط پیراهنش شبیه تو بود!
گاهی اوقات، حسرت تکرار یک لحظه، دیوانه کننده ترین حس دنیاست.
اشتباه من از همون شب بود، همون شب لعنتی! شبی که اشتباهی باهات آشنا شدم، اشتباهی بهت دل بستم و عاشقت شدم! ببخش منو اگه خودخواه بودم، اگه
نتونستم درکت کنم، اگه برای متقاعد کردن خودم، یک بهانه الکی جور نکردم!
بد کردی! با دلم بدکردی، باهام بدکردی!
هه! همش مقدمه… همش خلاصه.
ولی این دفعه فرق کرد، دیدی؟ همین رو می خواستی، یادته؟
بهم گفتی دوست داری پایانمون خاص باشه، متفاوت از بقیه پایان ها!
دو ماه پیش:
_ بگو دوستم داری!
+ تو اول!
_ نه دیگه! عه نیما، این طوری نکن!
+ باشه وروجک کوچولو! قهر نکن، دوستت دارم!
دهنم رو کج کردم و معترض گفتم:
_ همین؟!
+ تو که همین رو هم نگفتی کوچولو!
_ چرا هی می گی کوچولو؟ بیست سال کوچولوعه به نظرت؟
روم رو با حالت قهر برگردوندم سمت مخالفم، که یک دفعه رفتم رو هوا.
_ (جیغ) من رو بزار زمین!
+ نچ، نمی شه!
_ اِ، زشته! بزارم زمین.
+ اول بگو دوستم داری! بگو!
سرم رو بردم عقب و از ته دلم خندیدم. دیوونه بود، یک دیوونه واقعی و من هم عین خودش شده بودم! یک دیوونه کوچولو!
_ دوستت دارم! خوبه؟
+ نچ. فقط همین؟
زل زدم توی چشم هاش، زبونم رو در آوردم و جیغ زدم:
_ آهای ایها الناس! من این دیوونه رو دوست دارم! عاشقشم! به کی بگم آخه؟ دیوونشم! دیوونه یک دیوونه!
دستش نشست روی دهنم، ولی گازش گرفتم و دوباره جیغ زدم:
_ می خوام تموم دنیا رو خبر کنم! آهای…
دوباره سعی کرد جلوی جیغ زدنم رو بگیره، نمی شد! مگه شوخیه؟ خودش خواست دیوونه باشم، پس مشکلش چیه؟
+ هیش، یواش تر! آبرومون رو بردی. همه دارن نگاهمون می کنند.
صدام رو بلند تر کردم و رو به آسمون گفتم:



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمفصل اولنگاهم روی صفففحه ی کامپیوتر ثاب...

بسمه تعالینام داستان: بانوی خونیننام نویسنده: N.a25ژانر: تخی...

دانلود رمان دزد قلبم دو تا دختر که به خاطر نداری مجبور میشن ...

دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مریم هست...

پارت ۸ :ᴅᴀʀᴋʙʟᴀᴢᴇویو جنا :یه مرد اومد تو صورتشو پوشونده بود ...

part:2name:عشق و جداییویو بورا با سر دردی که داشتم از خواب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط