رز کیم تهیونگ

رز کیم تهیونگ
پارت ۳

ویو راوی صبح
تهیونگ زود تر از جونگکوک پا شد و رفت تا دوش ۱۰ دقیقه ای بگیره ... بعد از بیرون اومدنش دید که جونگکوک با اون چشمای درشت و تیله ایش داره نگاهش می‌کنه ...
لبخند ریزی روی لبش نشست
تهیونگ به سمت جونگکوک اومد و لبشو بوسید...

٫صبح بخیر دنیای من

+ صبح بخیر ته

٫پاشو یه دوش بگیر امروز قراره باهم دیت بریم

+با رفتاری که تو دیشب داشتی انگار سالهاست همو میشناسیم

٫(خندید) آنقدر لج بازی نکن بچه شب برات دردسر میشه ها

+ایششش باشه حالا جدی نگیر

٫افرین رز من


ویو کوک
رفتم تا دوش بگیرم .. وارد حموم که شدم همه جا بوی گل رز میداد ...
تهیونگ انگار عاشق گل رز بود شامپوی رز ، صابون رز ، .... خلاصه همه چی داشت ...
بعد حموم رفتم و لباس های دیشبم رو که روی زمین بود رو برداشتم و پوشیدم ‌...
هنوز نیم تنم لخت بود که تهیونگ وارد اتاق شد ...


ویو تهیونگ
داشتم میرفتم بالا تا به کوک بگم بیاد صبحونه بخوره و بریم بیرون ....
وارد اتاق که شدم با قیافه شکه شدش بهم زل زده بود میخواست لباس های دیشبش رو بپوشه ‌‌‌‌...

ولی این وروجک نمیدونه که من هرکاری واسش کردم

٫چرا میخوای اونا رو بپوشی؟

+اولن که اینا واسه دیت خوبن لباس های دیگم یکم بدن دوس ندارم دومن چرا بدون در زدن اومدی تو !!

٫(نیشخند) کوک !.. چیزی نداری از من قایم کنی من همه چی رو دیشب دیدم وروجک دومن بیا دنبالم

+ اینجوری !!؟


٫اره بابا خدمت کار ها پایینن


ویو کوک
دنبال تهیونگ راه افتادم یا خدا این خونه چند طبقس ....
رسیدیم ... یه راهرو بود که دوتا اتاق داشت روبه روی هم بودن
ته در رو باز کرد و منو هل داد داخل

٫ اینجا اتاق مخصوص توعه

هنوز داشتم اتاق رو برسی چشمی میکردم که ته گفت ...


٫لباستو بپوش بیا صبحونه بخوریم کوچولو

+هی چرا کوچولو صدام کردی


٫چون (به اونجام نگاه کرد و...)
مثل خودت کوچیکه


+نه اینکه مال تو آنقدر بزرگه واردم نمیشد ایششش

٫کوکی ... این لج کردنت برات عاقبت نداره خوشگله

+دوست دارم (اروم زیر لب گفتم)


٫شنیدم منم عاشقتم کوچولو

ته جلو اومد انگار نتونسته بود خودشو کنترل کنه لب هاشو گذاشت روی لب هام بعد با دستش اندامم رو گرفت و فشار داد ناله ریزی ازم بیرون زد .....
ته ازم جدا شد و به سمت در رفت ...
هنوز مزش روی زبونمه (یاح یاح )

نشخندی از خجالت و خوشحالی زدم و برگشتم تا ببینم چی میتونم بپوشم رفتم سمت کمد

وقتی بازش کردم ... واو چقدر تیشرت و شلوار بگ اونجا بود انگار ته میدونست عاشق لباس های گشادم...
باکسر رو پوشیدم بعد یک تیشرت مشکی رنگ برداشتم و پوشیدم یه شلوار لی یکم سرمه ای برداشتم و پوشیدم جلو آینه قدی خودمو نگاه کردم ‌....
چقدر جذابم خدا کنه چشمم نزن 🤣
رفتم تا موهامو خشک کنم دیدم روی میز چقدر تینت و وسایل آرایشی بود خیلی خوشگل بودن موهامو خشک کردم ....
یه کشو رو که باز کردم دیدم کلی ساعت خفن و جذاب با دستبند و گردنبند هست
یکی از ساعت ها رو انداختم...
استایلم کامل شد..
یکم هم از اون تینت ها زدم ...
وای خدای من حتی تینت هم بوی رز میده

رفتم پایین ته نشسته بود روی کاناپه و با گوشیش ور میرفت منو که دید از جاش پا شد ...
هر دو رفتیم سمت آشپز خونه و دور میز نشستیم

+ته!!


٫جونم کوچولو


+اون همه تینت و وسایل برا منه... یعنی تو قبلاً با دختر زندگی میکردی !؟

٫(خنده بلند ) نه کوک ..‌ فک نمی‌کردم چی دوست داری پس همه چیز برات آماده کردم (ته که فهمید امگاش رو پیدا کرده به بادیگارد ها و خدمت کار ها خبر داده بود که برای کوک همه چی آماده کنن ، اون اتاق که اولش رفتن اتاق مشترکشون بود )
اگه دوست نداری بهشون میگم جمشون کنن

+نه نه خیلی هم خوبن

٫باشه .... پس زود تر بخور تا بریم ...

کوک با سرعت غذاشو تموم کرد و هر دو سوار ماشین ته شدن......




ادامه دارد.......




خیلی دوستون دارم مرسی که بهم انرژی میدین🥹🥹🫂🫂💋💋💋💋💋 فداتون بشممممممم
دیدگاه ها (۲)

رز کیم تهیونگ پارت ۳ ویو ته در رو بلافاصله باز کردم و کوک رو...

rose kim taehyungپارت ۲ویو راوی مادر جونگکوک در رو باز کرد و...

قرار دادپارت 13☆یوری : خنده ممنونبعد شنیدن حرفای یوری منصرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط