اسم بازیگران زندگی
اسم : بازیگران زندگی
part۷
جونگکوک : دوباره تنبیه
ات تو ذهنش:(آیی خدایااا😭😤)
جونگکوک : همه ی پنجره های دفترم رو تا وقتی برمیگردم تمیز کن میخوام برم ناهار...اوه راستی اگه وقت اضافه آوردی میتونی برین ناهار بخوری
*دفتر جونگکوک اسلاید۲*
پننره های دفتر اسلاید۳*
جونگکوک یبل از رفتنش یه چشمک حرص دراری به ات زد و رفت بیرون ات توی اتاق داد زد اما جونگکوک صداش رو نشنید
ات : حرومزاده از خودراضی
(ویو ات)
کلافه شده بودم بعد از ۳۵ مینی تمیز کردن پنجره ها بالاخره تونست ۱۰ دقیقه وقت اضافه
بیارم چون فقط ۴۵ مینی وقت استراحت و ناهار خوردنه از اتاق رفتم بیرون و رفتم کافه فست بود که این نزدیکیا بود وقتی وارد شدم نشستم رو یه میز و یدونه همبرگر کوچولو سفارش دادم آخه بعد از اون همه تمیزی گشنه ام شده بود اون آدم عوضی سنگدل اصلا یه ذره هم خوبی تو اون خونش نیست
همبرگر رو توی ۵ دقیقه خوردم و خواستم از در برم بیرون که یهو یکی خورد بهم افتادم و پام پیچ خورد و سرم پایین بود نفهمیدم کی بهم خورده
...:خانوم حالتون خوبه؟
ات : آه خوبم فقط پام پیچ خوردم
اون مرد دستشو دراز کرد تا بگیرمش و منم دستشو گرفتم و بلند شدم وقتی چهره ش رو دیدم تعجب کردم...اون همون پسره بود که تو اولین روز کاری باهاش مصاحبه داشتم...کیم سوکجین
جین:شما...
ات : اِ شمایید؟
جین : قیافتون آشناست...آها شما خانوم شین ات هستین درسته؟
ات : بله خودمم
یه پسر دیگه هم پشت سرش بود یکم که دقت کردم فهمیدم همون حرومزاده ست جونگکوک
ات : ببخشید آقای کیم من باید برم
جین:بزارین من بروسنمتون
ات : نه نمیخواد شرکت خیلی نزدیکه
جین : مطمئنید آخه پاتون پیچ خوردی
جونگکوک از اون طرف گفت
جونگکوک : ولش بکن میگه حالش خوبه خودش میتونه بیاد بیا بریم جلسه دیر شده.
جین : باشه ، خانوم شین بعدا میبینمتون
ات : خداحافظ
جونگکوک دستاشو کرد تو جیبشو جلو راه افتاد و بعد جین پشت سرش رفت منم با این پای پیچ خورده تا توی شرکت تلو تلو خوردم و ولی بالاخره رسیدم و رفتم سر جام نشستم که یهو خانوم یون گفت
خانوم یون : ات خوبی؟به نظر میادپات ضربه دیده
ات : خوبم فقط یه اسیب جزئیه
خانوم یون : مطمئنی ؟
ات : آره فقط افتادم
خانوم یون : باشه
خانوم یون برگشت و به کارش ادامه داد و منم یه نفس عمیق کشیدم
(ویو جونگکوک)
با جین یه جلسه ی کاری داشتیم رفتیم تو اتاق جلسه و ۵ تدا مرد خارجی که باهاشون مصاحبه داشتیم نشسته بودن
...
ادامه دارد🤍
part۷
جونگکوک : دوباره تنبیه
ات تو ذهنش:(آیی خدایااا😭😤)
جونگکوک : همه ی پنجره های دفترم رو تا وقتی برمیگردم تمیز کن میخوام برم ناهار...اوه راستی اگه وقت اضافه آوردی میتونی برین ناهار بخوری
*دفتر جونگکوک اسلاید۲*
پننره های دفتر اسلاید۳*
جونگکوک یبل از رفتنش یه چشمک حرص دراری به ات زد و رفت بیرون ات توی اتاق داد زد اما جونگکوک صداش رو نشنید
ات : حرومزاده از خودراضی
(ویو ات)
کلافه شده بودم بعد از ۳۵ مینی تمیز کردن پنجره ها بالاخره تونست ۱۰ دقیقه وقت اضافه
بیارم چون فقط ۴۵ مینی وقت استراحت و ناهار خوردنه از اتاق رفتم بیرون و رفتم کافه فست بود که این نزدیکیا بود وقتی وارد شدم نشستم رو یه میز و یدونه همبرگر کوچولو سفارش دادم آخه بعد از اون همه تمیزی گشنه ام شده بود اون آدم عوضی سنگدل اصلا یه ذره هم خوبی تو اون خونش نیست
همبرگر رو توی ۵ دقیقه خوردم و خواستم از در برم بیرون که یهو یکی خورد بهم افتادم و پام پیچ خورد و سرم پایین بود نفهمیدم کی بهم خورده
...:خانوم حالتون خوبه؟
ات : آه خوبم فقط پام پیچ خوردم
اون مرد دستشو دراز کرد تا بگیرمش و منم دستشو گرفتم و بلند شدم وقتی چهره ش رو دیدم تعجب کردم...اون همون پسره بود که تو اولین روز کاری باهاش مصاحبه داشتم...کیم سوکجین
جین:شما...
ات : اِ شمایید؟
جین : قیافتون آشناست...آها شما خانوم شین ات هستین درسته؟
ات : بله خودمم
یه پسر دیگه هم پشت سرش بود یکم که دقت کردم فهمیدم همون حرومزاده ست جونگکوک
ات : ببخشید آقای کیم من باید برم
جین:بزارین من بروسنمتون
ات : نه نمیخواد شرکت خیلی نزدیکه
جین : مطمئنید آخه پاتون پیچ خوردی
جونگکوک از اون طرف گفت
جونگکوک : ولش بکن میگه حالش خوبه خودش میتونه بیاد بیا بریم جلسه دیر شده.
جین : باشه ، خانوم شین بعدا میبینمتون
ات : خداحافظ
جونگکوک دستاشو کرد تو جیبشو جلو راه افتاد و بعد جین پشت سرش رفت منم با این پای پیچ خورده تا توی شرکت تلو تلو خوردم و ولی بالاخره رسیدم و رفتم سر جام نشستم که یهو خانوم یون گفت
خانوم یون : ات خوبی؟به نظر میادپات ضربه دیده
ات : خوبم فقط یه اسیب جزئیه
خانوم یون : مطمئنی ؟
ات : آره فقط افتادم
خانوم یون : باشه
خانوم یون برگشت و به کارش ادامه داد و منم یه نفس عمیق کشیدم
(ویو جونگکوک)
با جین یه جلسه ی کاری داشتیم رفتیم تو اتاق جلسه و ۵ تدا مرد خارجی که باهاشون مصاحبه داشتیم نشسته بودن
...
ادامه دارد🤍
- ۵.۶k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط