وشب

وشب
حکایت دردهایی ست
که یک به یک
 برایم ،
لالایی می خوانند
من بی شب
 کجای قصه را سرکنم
که این شب
 هزارو یک درد ،
به جان من می ریزد...
دیدگاه ها (۱)

جانم خودت را خوب بپوشانزمستان در راه است، سوز می آید، برف می...

برای کسی که دلسردی تو راتجربه کردهاینبرف و بورانبه شوخی شبیه...

تو زانو زدے…من دلم پر ڪشیدتورا دید و بادیدﻩگان سرڪشیدخیالت ن...

💕 تا دنیا دنیاست بموڹ ڪنارم💕 مڹ هیچ ڪَسُ 💕 غیـر «تــــو» دوس...

ڪدام... گوشه قلبم را گرفته ای...ک این چنین محڪم مے گوید...دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط