روزمرگم هرکه شیون کند،از دور و برم دور کنید/همه را،مست و

روزمرگم هرکه شیون کند،از دور و برم دور کنید/همه را،مست و خراب ازمی انگورکنید/مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید/ مست ومست ازهمه جا،حال خرابش بدهید
/بر مزارم مگذارید بیاید،واعظ/ پیرمیخانه بخواندغزلی،ازحافظ/جای تلقین به بالای سرم،دف بزنید/شاهدی رقص کند،جمله شماکف بزنید

روزمرگم،وسطه سینه من چاک زنید/ اندرون دل من،یک قلمه،تاک زنید/روی قبرم بنویسیدکه وفادار برفت/آن جگر سوخته هم،خسته ازاین دار برفت
دیدگاه ها (۴)

.

انقدرمراسردکرد:ازخودش...ازعشق...که حالابه جای دل بستن یخ بست...

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط